أحمد بن حامد كرمانى

13

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

سرگردان اين ديار و آن سرزمين است و متأسفانه از هرجا كمك مىجويد ، نتيجه‌اى نمىيابد ، ملك ارسلان مخدوم ديگر او نيز در همين سال 572 كشته مىشود ، توران شاه چون قدرتى نداشته كار بدست نااهلان مىافتد و تيغ كين در ميان امراء و صدور و فضلاء مىكشند ، بطوريكه يك روز كه توران شاه از شهر خارج مىشود : « . . . روز سه‌شنبه سيزدهم تيرماه سنهء ثمان و ستين ( 568 خراجى - 574 ه ) تركان حمله كردند ، و در پيش اتابك و ملك ، وزير ظهير الدين افزون و نصير الدين ابو القاسم و شهاب الدين كيا محمد و خواجه على خطيب و سابق - الدين زواره‌اى و فخر اسلام و شرف كوبنانى را كه اركان مملكت و اعضاء ملت و انصار دولت بودند در تيغ كشيدند و پاره‌پاره كردند . . . ازين حركت شهر به‌كلى به‌هم برآمد و تركان در منزل مقتولان افتادند و غارت كردند » . « 1 » در همين ايام و احوال است كه طليعهء سپاهيان و فراريان غز نيز به سرحد كرمان مىرسد و بلاى نو نازل مىشود و بقول خود افضل ، اين لشكر ، « هر مزروعى كه ديد به قاعده بخورد » ، تا بالاخره اين بدبختىها موجب قحطى عجيبى در اين دو سه سال گرديد . آشفتگى اوضاع و نابسامانى زندگانى مردم كرمان و قتل دانشمندان و فضلاء و وزراء ، كه درين ايام سنت شده بود ، و خصوصا قحطى عجيبى كه در سال 577 ه ( - 1181 م ) در كرمان روىداد موجب مهاجرت افضل شد . افضل خيال داشت به خراسان برود ولى چنان‌كه خواهيم ديد موفق نشد و به كوبنان رفت و سپس به يزد مهاجرت نمود . نكته‌اى كه بايد بدانيم اين است كه افضل در طى چندين سال نديمى پادشاه و سمت منشىگرى و نزديكى به دربار ، بر خلاف ساير نزديكان به‌هيچ‌وجه اندوخته‌اى نداشته و در حقيقت به پاكدامنى تمام روزگار گذرانيده است ، بطوريكه هنگام حركت به يزد مجبور شده چارپايان و اموال مختصر خود را بفروشد تا وسايل حركت خود را راه بيندازد ، و در بازگشت از يزد هم - چنان‌كه خواهيم ديد - حتى وسايل مسافرت از كوبنان تا جيرفت را نداشته است . نكتهء ديگر اين‌كه به قرار ظاهر ، افراد عائلهء مورد تكفل او نيز زياد بوده‌اند و ناچار براى بردن اين قوم و خويشان ، خصوصا عجايز ، كه احتمالا

--> ( 1 ) - بدايع الازمان ص 86 و سلجوقيان و غز . . . ص 125